سامی نفس داداش امیررضا

روزهای پسرانه ۳

1394/6/29 1:30
نویسنده : مامان زهرا
361 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به پسرای دوست داشتنی خودم .حالتون خوبه ؟؟مطمئنم اگه محمدسام اینجارو بخونه باصدای بلند میگه عاااالی .خنده

الان که دارم مینویسم نمیدونید چه هوای عااالی شده هوای مورد علاقه ی من .آسمون ابری ، رعدوبرقای بلند وترسناک .بارون شدید هوراهورا.وااای خدایا شکرت که من دوباره این هوارو حس کردم .هوایی که نه نیازی به کولر هست ونه بخاری .یک سرما وگرمای کاملا طبیعی وشروع یه فصل خاص وزیبا .قلب

هرچقدر من الان حس خوبی دارم ، امیررضا احساسش کاملا برعکس منه و از شروع فصل پاییز وبازشدن مدارس نالانه واگر یه مقدار بهش رو بدی گریان هم میشه .گریهخندهکلافه

فصل تابستون داره تموم میشه یه اتفاق بسیار خوبی که تو تابستون افتاد این بود که من دوباره خاله شدم هورا.روز ۲۸مرداد نی نی خاله مرضیه بدنیا اومد یه پسری که هم شکل باباشه هم مامانش .خدا کنه وقتی هم که میخنده مثل بابا ومامانش روی لپاش چال بشه خیال باطل.اسم این پسرمون «رادمهر» گذاشتن تشویقتشویق . الهی که عاقبت بخیر باشی خاله جون ماچ.

واما از محمدسام بگم که اسم منو یاد گرفته ومیگه« ددا» دوبار که صدام میزنه مامان دیر جواب بدم صدام میکنه ددا .قهقههماچ

خیلی به اذان علاقه داره وحتما باید ببینه وگوش بده .خدانکنه که صدای اذانو از بیرون بشنوه اما تصویرشو نبینه باید باشید وببینید که دیگه نمیشه آرومش کرد . خیلیعصبانیگریه جالبه که هرموقع مسجد یا گنبد ببینه میگه اذان . کلا این اماکن به این اسم میشناسه .نیشخند

محمدسام عشق آبه ، کافیه یه جا آب ببینه میگه آب بازی .عید فطر که رفتیم کاشون .نزدیک زیارت محله یه حوض آبه که دوروزی که ما اونجا بودیم همش لب حوض نشسته بودم و محمدسام آب بازی میکرد بعدکلافه میومد خونه با لباسای خیس ، تا من لباساشو عوض کنم باد بهش خورده بود وشب تب ولرز کرد خیلی سخت بود طوری که ساعت ۷صبح بردیمش درمونگاه .خیلی خدا رحم کرد وبخیر گذشت .آخ

این بارم که رفتیم کاشون امیررضا مسموم شد طوری که اصلا نتونستیم بخوابیم صبح با بابا حمید رفتن دکتر ویه سرم زد تا دوباره به قول خودش جون به بدنش برگشت ناراحت.خیلی سخته مریضی اونم تو مسافرت گریه.ایشالله که دیگه تکرار نشه . 

با آرزوی سلامتی وشادابی وموفقیت برای  همه ی بچه ها خاصه پسرای خودم .بغلماچماچ

 

پسندها (6)
نظرات (14) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان شهره
31 شهریور 94 0:57
سلام زهرا جون خوبی؟اولا که چشمت روشن خاله شدی از طرف من هم به ابجی جونت تبریک بگو و چه اسم قشنگی انتخاب کردنددوم اینکه بلا دور انشاا!همیشه به گردش و شادی و با دل خوش بچه داری این چیزو رو داره انشاا همیسه سالم باشند روی گلشون ببوس منتظر خبرهای جدیدت هستم
مامان زهرا
پاسخ
سلام عزیزم. ممنون. انشالله بلا از همه دور باشه. راست میگی واقعا بچه داری خیلی سخته. انشالله همه بچه ها سلامت باشی.
تک دختر مامانش(kosar)
2 مهر 94 12:13
سلام خاله جان. خوشحال ميشم به منم سر بزنید. دووووووستون دارم
مامان زهرا
پاسخ
سلام عزیزم. چشم حتما میام.
مامان راحله
2 مهر 94 16:41
سلامممممم دوستممممممم خاله شدنت مبارککککککککککک قدمش مبارک عزیزم فدای گل پسر شیطوووووووون خدا نکنه پسرای گلتون مریض بشن .
مامان زهرا
پاسخ
سلام راحله جونممممم خوبی عزیزم. مرسی ممنون. خدا نکنه عزیزدلم... انشالله از دعای شما مهربونم. بهارمو ببوس
مامان ریحانه
7 مهر 94 18:56
سلام زهرا جونم خوبی عزیزم ببخش خیلی دیر اومدم شرایط روحی خوبی نداشتم اول آنکه چه خوبه که هوا بر وفق مراد شماست و اینجور هوا رو دوست داری ولی متاسفانه من از پاییز خوشم نمیاد نمی دونم چرا شاید چون تو غربتم برام دلگیره مباااااااااارک باشه خاله خانوم وای که خاله شدن چه حس خوبی داره حالا هر چند باری که خاله بشی اسمشم خیلی قشنگه وای من بچه های خالم اینجورین وقتی می خندن لپشون چال میفته خیلی قشنگه ای جاااااااااااانم ددا گفتنش با حاله وروجک ما یه دوست شمالی داشتیم به مادر می گفتن ددا فدای علاقش به اذان به قول شوهر خواهر شوهرم محمد سامم بنده ی خاص خداست چه بد که بچه ها مریض شدن منم خیلی اتفاق افتاده که وقتی میریم کاشون بچه ها مریض بشن داماد پسر خاله مامانم دکتر عمومیه وقتی بچه ها مریض میشن میبرمشون ویزیتشون کنه میگه شمام هر وقت اومدی کاشون دلت باز بشه بچه ها مریض میشن منم میگم شانس منم اینه دیگه انشالله که همیشه صحیح و سلامت باشید عزیزم ببوس محمد سام عزیزو
مامان زهرا
پاسخ
سلام ریحانه جونم .خدا نکنه حالت بد باشه دوستم . شما هر موقع که بیای قدمت سر چشم .ایشالله همیشه خوب باشی . ریحانه جون شاید که من متولد آبانم عاشق فصل پاییزم .حالا من دوس دارم تو این فصل فقط برم شمال که همش هواش ابریه .دوستام که بهم میگن چون افسردگی داری اینجوری هستی حالا دیگه نمیدونم میگن آدم عاقل ازین هوا فراریه . خانمی خاله شدن خیلی کیف میده مخصوصا ما که برادر نداریم به تعداد محرمامون اضافه بشه عالیه خیلی بده تو مسافرت مریض بشیم مخصوصا تو ایام تعطیل وبدتر اینکه فاصله تا مراکز درمانی درست ودرمون زیاد باشه . ممنون که اومدی ایشالله همیشه دلت گرم وسلامت باشی .
مامان راحله
9 مهر 94 13:42
امروز نبی هم به علی(ع) می بالد تا روز ابد نام علی(ع) می ماند عالم به هزار لهجه در عید غدیر آوای قشنگ یا علی(ع) می خواند دوست عزیزم عیدتون مبارک
مامان زهرا
پاسخ
مرسی عزیزم ممنون .برای شما هم مبارک . روی ماه بهار سادات ببوس
مامان ریحانه
9 مهر 94 19:25
ای خدای مرتضی ، گردی از گامهای فتوت مرتضی را بر سر جهانیان بپاش تا ریشه نامردی در جهان بخشکد . عید غدیر خم ، عید ولایت و امامت مبارک . . .
مامان زهرا
پاسخ
سلام دوستم .ممنون برای شما هم مبارک
شاپرک مامی
12 مهر 94 11:52
سلام عیدتون مبارک البته با تاخیر پریا هم اسم منو باباشو یاد گرفته و میگه احشان (احسان) شوده(سوده) منم بیشتر وقتا که میرم کاشون بعدش پریا مریض میشه
مامان زهرا
پاسخ
سلام عزیزم ممنون که یادم بودی . عزییییزم .الهی بزرگ بشه این پریا خانم خوشگل . واقعاخیلی سخته .الهی که هرجا هستین سلامت وشاد باشین .
مامان ریحانه
14 مهر 94 8:44
خصوصی
مامان شهناز
19 مهر 94 16:13
سلام خانووووووومی.خوشحال میشم به وب کوثری من سربزنید..
مامان زهرا
پاسخ
سلام عزیزم حتما
مامان ریحانه
25 مهر 94 9:27
سلام زهرا جون خوبی گلم نمیدونم از سفر برگشتی یا نه اگه برگشتی که زیارتت قبول باشه عزیزم و خوشا به سعادتت زهرا جون زودتر بیا و از حال و هوای این روزهات برامون بگو داداشم که جدیدا رفته بود چوری از زیارت آقا تعریف می کرد که دلم خواست پر بکشم و به زیارت آقا برم دعا کن ما را هم بطلبه فدای تو دوست دارم