سامی نفس داداش امیررضا

امیررضاومحمدسام وباباحمید

سلام به نفسای مامان . نمیدونم این کامپیوتر چه مشکلی پیداکرده که دیگه نمیتونم شکلک هم بذارم تامتن قشنگی بنویسم بایدصبرکنیم امتحانای باباحمید تموم بشه تابتونه مشکلمون وحل کنه .همین که میتونم بنویسم غنیمت میدونم برای منی که بعداززایمان یه مقدار فراموشی گرفتم .بازم خداروشکر موقتیه مطلق نیست . امروزمیخوام از رفتارای دوتاداداش خوشگل بنویسم .محمدسام خیلی به امیررضاعلاقه داره به محض اینکه داداشی بگه خودله داداش (خوشگله داداش)محمدسام سریع نگاه به امیررضامیکنه ومیخنده .تاداداشی ازمدرسه میاد محمدسام دست وپاشو تکون میده وبلندمیخنده .دیروزداشتم به محمدسام قطره آهن میدادم چون دوست نداشت گریه میکرد .امیررضاهم داشت بازی میکردگفت جانم پترم(پسرم ) &nbs...
13 بهمن 1392

5ماهگی

سلام به گل پسرای مامان . بالاخره بعدازیه مدت طولانی برگشتیم دلیلشم امتحانای من ومریضی محمدسام بود .که خداروشکر هردوتاشم بخیروخوبی سپری شد .محمدسام مامان سرماخوردگی شدید داشت که مجبورشدیم ازسینه اش عکس بگیریم چون دکترگفته بود اگرریه اش چرکی باشه باید بستری بشه که خداروصدهزار مرتبه شکر هیچ مشکلی نداشت . محمدسام تو5ماهگی یادگرفته سینه خیزبره ولی عقب عقب میره . خیلی بامزه این کارومیکنی .امیررضا هم سینه خیز میرفت خیلی کم چاردست وپارفت .نمی دونم سامی مامان هم این جوریه یانه ؟؟؟؟؟ شیشه رودست خودت میگیری ولی خیلی طولانی نمی تونی نگه داری . پی نوشت : الهی که همه بچه ها درصحت وسلامت باشن خاصه امیررضاومحمدسام من. آمین. ...
9 بهمن 1392
1